این افزایش شامل ۷۵۰ میلیون روستانشینی است که به زندگی خود در روستاها ادامه داده‌اند. در حال حاضر روستانشینان جهان درآمدی بالاتر ازخط فقر متوسط که روزانه ۱/ ۳ دلار (طبق معیار برابری قدرت خرید) برای هر شخص تعریف می‌شود دارند. به گزارش «فائو» در سال ۱۹۶۰ میلادی، ۲۲ درصد از جمعیت کشورهای در حال توسعه (۴۶۰۰ میلیون) در مناطق شهری زندگی می‌کردند، درحالی که این آمار در سال ۲۰۱۵ به سطح ۴۹۹ درصد (معادل ۳ میلیارد نفر) رسید.

بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵، جمعیت روبه رشد روستا‌های جهان با افزایشی ۵/ ۱ میلیاردی از ۶/ ۱ میلیارد نفر در سال ۱۹۶۰ به ۱/ ۳ میلیارد نفر در سال ۲۰۱۵ رسید. در گزارش جدید «فائو» برخی آمارهای جمعیتی و اقتصادی شهر و روستای کشورها در قالب جداولی ارائه شده است. در این جداول برخی آمارهای مربوط به ایران نیز به چشم می‌خورد. در بخشی بعدی خلاصه‌ای از یافته‌ها و آمارهای گزارش جدید «فائو» ارائه خواهد شد.

مناطق روستایی؛ رکن کلیدی اقتصادهای درحال توسعه

مناطق روستایی توانایی بالقوه عظیمی برای رشد اقتصادی کشورها به‌خصوص در زمینه محصولات کشاورزی و سایر بخش‌های مرتبط دارند.

 به گزارش «سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد»، با توجه به اینکه بخش عمده جمعیت فقیر و گرسنه جهان در مناطق روستایی زندگی می‌کنند، دستیابی به اهداف توسعه پایدار نقشی پررنگ در شکوفایی استعدادهای بالقوه این مناطق خواهد داشت. دست یافتن به چنین هدفی نیاز به غلبه بر چالش‌هایی همچون سطح پایین بهره‌وری در فعالیت‌های کشاورزی، اهداف محدود صنعتی‌شدن در بسیاری از مناطق و رشد سریع جمعیت و روند شهری‌شدن دارد، عواملی که همگی ظرفیت اقتصادهای درحال توسعه را برای تامین غذا و اشتغال شهروندان خود با چالش روبه‌رو ساخته است.

بر اساس گزارش «وضعیت غذا و کشاورزی ۲۰۱۷» تحول اقتصاد روستاها اثرات قابل توجهی دارد. این تحولات از دهه ۱۹۹۰ میلادی کمک‌های بسیاری به صدها میلیون انسانی که در مناطق روستایی زندگی می‌کنند کرده است. بر اساس پیش‌بینی‌ها بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۳۰، جمعیت طبقه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال با افزایشی ۱۰۰ میلیونی به ۳/ ۱ میلیارد نفر خواهد رسید. البته تقریبا تمام این افزایش در منطقه جنوب صحرای آفریقا و در روستاها اتفاق خواهد افتاد.  در بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه با توجه به اینکه رشد بخش‌های صنعتی و خدماتی با وقفه مواجه شده است، نمی‌توان انتظار چندانی برای جذب نیروی کار متقاضی داشت.

در این رابطه، روستانشینانی که به‌جای یافتن راهی برای خروج از فقر، خانه‌های خود را برای زندگی در شهرها ترک می‌کنند، به احتمال زیاد به جمعیت فقیر و حاشیه‌نشین شهرها می‌پیوندند. بخشی از این روستانشینان نیز به منظور یافتن شغل رو به مهاجرت‌های فصلی یا دائمی می‌آورند. البته ایجاد تحول در اقتصادهای روستایی علاج تمام مشکلاتی که موجب مهاجرت‌های روستا به شهر شده، نیست. در واقع چنین تحولاتی مشاغلی در روستاها ایجاد می‌کند که دیگر روستانشینان به دید یک انتخاب بهمهاجرت می‌نگرند و نه نیاز.

 در این رابطه خوزه گرازیانو داسیلوا، مدیرکل «فائو»، می‌گوید: «سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان اغلب نیاز اصلی روستایی‌ها که شبکه اقلیمی شهرها و روستاها است را نادیده می‌گیرند، جایی که روستانشینان بذرهای خود را تهیه می‌کنند، فرزندان خود را به مدرسه می‌فرستند و دسترسی به مراقبت‌های درمانی و سایر خدمات دارند. بنابراین سیاست‌گذاران باید به این موضوع واقف شوند که شهرهای کوچک نقش میانجی در روابط شهر-روستا دارند. به‌واسطه این شهرها می‌توان شرایطی فراهم کرد که کشاورزان محصولات خود را در بازارها به‌فروش برسانند و نقش بالقوه روستاها در رشد اقتصادی شکوفا شود.»

در بخشی از گزارش «فائو» برخی آمار و ارقام کلیدی ارائه شده است که در این بخش به اختصار به آنها اشاره می‌شود: تحولات روستایی از دهه ۱۹۹۰۰ میلادی شروع شده است.