خانه صنعت و معدن استان تهران
Send
خانه > اخبار ویژه > گرامی داشت روز ابو علی سینا

گرامی داشت روز ابو علی سینا

امروز روز بزرگداشت ابوعلی سینا دانشمند ایرانی و پایه گذار طب سنتی و روز پزشک است. این روز، روز بزرگی است زیرا دانشمندی نامدار مورد تجلیل قرار میگیرد که قرنهای طولانی کتاب (قانون) او در مدارس پزشکی در غرب و در قرون وسطی تدریس میشد. ابوعلی حسین بن عبدا لله بن سینا، مشهور به ( ابوعلی سینا و ابن سینا و پورسینا )زاده ۳۵۹ هـ . ش در بخارا –در گذشته ۲ تیر ۴۱۶ هـ . ش در همدان و از مشهورترین و تاثیرگذارترین فیلسوفان و دانشمندان ایران زمین است که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه ارسطویی و پزشکی اهمیت دارد. وی نویسنده کتاب (شفا)، دانشنامه علمی و فلسفی جامع است و (القانون فی الطب)یکی از معروفترین آثار تاریخ پزشکی است. وی ۴۵۰ کتاب در زمینه های گوناگون نوشته که شمار زیادی از آنها درباره پزشکی و فلسفه است. جرج سارتن در کتاب تاریخ علم وی را یکی از بزرگترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی میداند. همچنین وی ابن سینا را مشهورترین دانشمند دیار ایران میداند که یکی از معروفترینها در همه زمانها و مکانها و نژادهاست. کتاب قانون پورسینا در پزشکی به سال ۱۹۷۳ در شهر نیویورک ایاالت متحده امریکا تجدید چاپ شده است. پورسینا در روستای افشانه نزدیک ( بخارا )ازبکستان کنونی متولد شد. زبان مادری اش فارسی بود. پدرش که از صاحب منصبان در حکومت سامانی بود وی را به مدرسه بخارا فرستاد تا در آنجا به خوبی تحصیل کند. بخشی از زندگی نامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است: پدرم عبدالله از مردم بلخ بود. در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند، چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان میبردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم، آنچنان که آموزگارانم از دانسته های من ابراز شگفتی میکردند. وقتی وارد سال ۱۸ زندگی خود میشدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطبا از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمیدانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم. چندی پس از این ایام پدرم درگذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت. من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم، پیش از آن در بخارا نیز کتابهایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود، ناچار من از گرگانج بیرون آمدم، مدتی همچون آوارهای در شهرها میگشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم

http://suize-choco.com/