اخیراً در انتخابات کانون انجمنهای صنفی صنایع غذایی شاهد حضور یکی دو نفر از افرادی هستیم که سبقه دولتی آنها میچربد، این رویکرد به این دلیل است که در واقع شما معتقد هستید حضور افرادیکه در مجلس بودند و یا به نوعی منصوب به دولت هستند، در کانون باعث میشود قدرت کانون بیشتر شود؟
من معتقدم نقش دولت را نمیتوان نادیده گرفت. خصوصاً در صنعت پتروشیمی که به اعتقاد من باید بخشی از این صنعت وارد بخش خصوصی شده و بخش خصوصی هم وارد صنعت پتروشیمی شوند. بهرامی ارض اقدس یک فرد کاملاً دولتی بود. در این چند سالی که در اتاق بازرگانی نماینده دولت بوده است، نسبت به افرادی که داخل بخش خصوصی هستند خیلی بهتر متوجه مسائل این بخش میشوند.
همانطور که مستحضرید در مجلس شورای اسلامی همه اعضا استاد دانشگاه، معلم، روحانی و دکتر هستند، اما حتی یک کارخانهدار نیست. باید وارد مجلس بشویم. مجموعه شستا اگر به خلیلی و تیمش داده شود دیگر زیان بار نخواهد بود. (وقتی یک سازمان دولتی ۲۰۰ میلیارد تومانی فروخته شده و زیان روی زیان داده که ماهانه ۳ میلیارد تومان حقوق کارمندانش است و سالانه تقریباً ۴۰ میلیارد تومان ضرر میدهد. باعث بروز یک مشکل اجتماعی شده است) بهجای اینکار میتوان این سازمان را به بخش خصوصی واگذار کرد و با نظارت دولت هر سال بیلان کاری را ارایه دهد.
در سیستم گذشته طرح خوبی ارایه شد که به موجب آن کارگران در سود کارخانه سهیم بودند. این طرح را میتوان برای کارخانه نیشکر هفت تپه نیز پیاده کرد. در خدمت سربازی، سربازان را قدم رو میبرند بهجای اینکار میشود از این نیروی کار در سپاه بهداشت و سپاه دانش و جهاد استفاده کرد مگر تجربه جهادسازندگی تجربه کمی بود؟ همه ما در جهادسازندگی کار و به کشور خدمت کردهایم. من در برازجان در بدترین شرایط خدمت کردهام، بودجهای که برای غذای ۵ نفر اختصاص داده شده بود ۵ تومان و ۲ زار بود، الان هم میتوانیم در جهاد کار کنیم. وقتی صحبت از اقتصاد مقاومتی میشود همگان راضی هستند اما هیچکس مثل ما در بخش خصوصی اقتصاد مقاومتی را تجربه نکرده است و باقی فقط در زبان راضی هستند. فقط بخش خصوصی در کارخانهها اقتصاد مقاومتی داشته است کسی که ۸۰ دلار حقوق میگیرد و کار میکند و دم بر نمیآورد در حال مقاومت کردن است و سعی دارد با چنگ و دندان وضعیت طبقهاش را بهبود ببخشد.
نظام، طبقات اجتماعی را بهوجود آورده که در آن طبقات ضعیف، ضعیفتر و طبقات غنی و قدرتمند، غنیتر شدهاند. برای من بنیاد پهلوی با بنیاد مستضعفان فرقی ندارد. من یک فرد انقلابی هستم، چرا که نگاهشان به یک نقطه بوده و هر دو تحت فرمان قدرت هستند. اگر بنیاد مستضعفان که کارخانههای سودآور را مصادره کرده است، درست کار میکرد و پیشرفت داشت، نیازی به کمیته امداد نداشتیم که مدعی شویم ۱۰ میلیون نفر را تحت پوشش قرار دادهایم. آن هم در حالی که ۳۰ میلیون نفر را زیر خط فقر داریم پس عملکرد درستی نداشتهاند.
روزی که «دکتر احمدینژاد» هدفمندی یارانه ها را آغاز کرد ۴۰ هزار میلیارد تومان بودجه برای این کار تعیین کرد، کل بودجه کشور ۷۰ هزار میلیارد تومان بود، یعنی ۸۰ درصد بودجه کل کشور را برای اینکار گذاشت. اگر در همان زمان مردم ما مثل سوئیس ایستادگی کرده و میگفتند یارانه نمیخواهیم و این ۴۰ هزار میلیارد را به تولید اختصاص میگرفت؛ امروز کشور ما نیز مثل سوئیس میشد. فقط ۵ سال زمان میبرد و اینکار اجرایی بود.
من چون طرفدار میانهروی هستم اعتقاد دارم مشی اعتدال کشور را به خطر نمیاندازد، ضمن اینکه در زمان جنگ که کشور به خطر افتاد ما میانهروها به جنگ رفتیم و افراد افراطی هیچکدام به جنگ نرفتند.
بنابراین من برخلاف عدهای، قصد شکاندن این حصار را دارم. بیشترین توسعه را در این چند وقت اخیر داشتهایم. بخش غذایی کشور در خانه صنعت نقش بهسزایی دارد، صنعت غذای در اتاق بازرگانی هم نقش مؤثری دارد. همان اتاقی که برخی مدعی بودند در دست بازرگانان است، اکنون ابزار دست تولیدکنندگان شده، اکثر افرادی که در اتاق بازرگانی هستند نظیر زرگران، فروزانفر، میری و … از بخش تشکلی هستند. زحمات بسیاری کشیده شد که نمایندگان بخش تشکلی را وارد اتاق بازرگانی کنیم. طرز فکر دیگری هست که بر مبنای آن، اتاق بازرگانی را به دست بازرگانان بسپاریم، یعنی همان اعضای سابق اتاق بازرگانی.
من معتقدم اتاق بازرگانی باید قدرتمند شود. روزی که «کاوه زرگران» به ما پیوست، همه مدعی شدند که اشتباه تاریخی شده است اما بعد از مدتی همه متوجه شدند که زرگران با وجود اینکه جوان است اما بسیار تجربه دارد و تا ۳۰ سال آینده توان کارکردن دارد، چرا که تیمی که با زرگران در حال کارکردن است سرعت عمل فوقالعادهای دارد.
افرادی مثل من که سن بالایی دارند باید مشاوره بدهند. یکی از دلایلی که من وارد اتاق بازرگانی نمیشوم این است که شغل من تربیت کادر است. هر نیروی جوانی که مستعد است، اگر به من معرفی شود او را برای کار در تشکلها آماده خواهم کرد. مثل آقای خلیلی که هنوز هم در خانه صنعت و معدن تهران با هم همکار هستیم. تمام نیروهای جوانی که در حال همکاری با ما هستند انسانهای تحصیلکرده و با علمی هستند که از روزی که من وارد سندیکا شدم بسیار بهتر هستند.
برنامه بعدی من این است که به نهادهای قدرتمند کمک کنم. من زیر چرخ هیچ نهاد قدرتمندی نمیخوابم سعی میکنم پشت فرمان این نهاد باشم.
به اعتقاد من با توجه به تعداد فارغالتحصیلان ورودی جوانها بسیار کم است. اگر میتوانستیم در این موج فرار مغزها به خارج از کشور، ۲۰ نفر آنها را به کانون بیاوریم کانون بسیار متحول میشد در همین ساختمان ۷۰ کمیته تحقیقاتی و ۱۲ دکترای رشته مخابرات و سیستمهای هوشمند وجود دارد که بعد از مقطع لیسانس تحصیلات خود را با ما ادامه میدهند. به عقیده من باید طرز فکر کانون را به اتاق بازرگانی انتقال دهیم. آقای خوانساری و شافعی از مدیران سختگیر هستند که عقیده دارند کانون صنایع غذایی برترین کنفدراسیون و فدراسیون کشور است، چرا که فضایی که اتاق بازرگانی بهوجود آورده اجازه شکوفایی میدهد. باید اجازه ریسکهای موفق در تشکلها را صادر کرد و مسیر را برای جوانان هموار کرد. من در خانه صنعت و معدن بهدنبال جوانان با استعداد هستم. بهدنبال بازکردن درهای کانون، هم به بیرون هم به داخل هستیم. بهنظرم این ایدئولوژی خوبی است. برخی قصد دارند باشگاه قدرت تأسیس کنند اما من بهدنبال این کار نیستم.
خانه صنعت، معدن و تجارت استان تهران