این کشورها فکر میکنند غنیسازی یک حق نیست. یک بعد اجرایی از حق دیگری است و کشورها مجاز به انجام آن نیستند. قطعنامههای شورای امنیت هم که به حمایت همین کشورها صادر میشد خواهان توقف فوری و بلادرنگ برنامههای هستهای ایران بود و این روند برای سالها پابرجا ادامه داشت تا اینکه ما توانستیم در مذاکرات ژنو اعضای ۱+۵ را نسبت به حقانیت ایران در برخورداری از دانش صلحآمیز هستهای متقاعد کنیم و این حق را برای خود مجاز بشماریم. شاید این موضوع بارزترین و اصلیترین نکته توافق ژنو بود که کشورهای ۱+۵ به آن رضایت دادند. به رغم بحثهایی که پس از این امر در شناسایی کردن و نکردن حق قانونی ما منتشر شد، معتقدم به رسمیت شناختن حق ایران در برخورداری از دانش صلحآمیز هستهای بزرگترین دستاورد توافق ژنو بود که بنده نیز در مقالهای که در همان زمان به نگارش درآوردم به تفصیل به آن اشاره کردم. من در این مقاله متذکر شدم همین که ۱+۵ پذیرفته است که ایران از حق غنیسازی برخوردار باشد بخش اعظم دعوا به نفع ما حل و فصل شده است؛ الان دیگر بحثها در مورد اصل غنیسازی نیست.
دعوا بر سر اندازه و ظرفیت آن است. اینکه حد و اندازه این غنیسازی به چه میزان باشد. ملاک هم توافق ژنو است که در آن بر توجه به نیازهای عملی ایران تاکید شده است. اما اینکه این نیازهای عملی چگونه تعیین میشود موضوع مذاکره ما بوده و هست و در آخرین دور بحثهای هستهای هم موضوعات مختلفی پیرامون آن مطرح شد و میتوان گفت یکی از موارد چالشبرانگیز مذاکرات این دوره بود. البته به اعتقاد بنده ما نباید خود را چندان درگیر اعداد و ارقام کنیم و بخواهیم به اینکه ما میتوانیم از چند هزار سانتریفیوژ برخوردار باشیم یا سطح غنیسازی ایران به چه میزان باشد، فکر کنیم.
اما در هر صورت این موضوع بسیار مهمی است که اجازه توافق هستهای را از ایران و ۱+۵ سلب کرده است؟
موضوع مهمی است. اما مهمتر از آن این اصل است که ۱+۵ حقوق ایران در برخورداری از دانش صلحآمیز هستهای را به رسمیت شناخته که باید بر اساس نیازهای عملی ما تعیین شود.
به نظر میرسد که همین نیازهای عملی ما را طرف مقابل نپذیرفته که توافقی به دست نیامده است.
مجدداً تاکید میکنم که بحثهای ما با ۱+۵ نباید بر سر اعداد باشد. ما باید پیرامون نیازهایمان با اعضای این گروه بحث کنیم. نیازهای عملی ما هم این است که در پروسه صنعتیسازی دانش هستهای خود به سطح قابل قبولی از غنیسازی اورانیوم بپردازیم. برنامه هستهای ایران و پروژه غنیسازی آن یک برنامه تحقیقاتی و تشریفاتی یا آزمایشگاهی نیست و برای پاسخ دادن به برنامههای صنعتی کشور طراحی شده است و باید در همین سطح پذیرفته شود.
بحث همینجاست که آیا آنها هم این حق ما را میپذیرند؟
در این رابطه بحثهای زیادی مطرح شده است و گمان میکنم که در حال حاضر این موضوع تا حد زیادی پذیرفته شده باشد. اینکه برنامه غنیسازی ایران یک برنامه صنعتی است و باید یک چشمانداز صنعتی برای آن در نظر گرفته شود. فرمایش مقام معظم رهبری نیز در برخورداری از ۱۹۰ هزار سو نیز بر همین اساس بیان شده است. ما خواهان آن هستیم که برنامههای هستهایمان تا سقفی پیش رود که امکان اطلاق صنعتیسازی بر آن وجود داشته باشد.
خانه صنعت، معدن و تجارت استان تهران