تازهواردان عرصه صنعت این روزها میکوشند تا با سازوکارهای خود چشم انداز جدیدی از تجارت جهانی ارائه دهند. آنها در تلاشند تا با از میدان به درکردن رهبران قدیمی صنایع، تجارت جهان را تحتتاثیر قرار دهند.
این اتفاق درحالی در جهان امروز رخ میدهدکه بسیاری از تازهواردان صنعت در مقایسه با همتایانشان در اقتصادهای پیشرفته از وضعیت اقتصادی مطمئنی برخوردار نیستند اما با این همه چابکی و تلاششان موجب میشود تا اقدام به سرمایهگذاریهای بلندمدت کنند.
همین تلاش بازیگران جدید موجب شده تا سمت و سوی بازارهای تجاری جهان نیزبا تغییرات جدی مواجه شود وبازارهای نوظهوری شکل بگیرد که اجرای فعالیتهای تجاری را تغییر میدهند. در طول ۳ دهه گذشته این بازارها منبع نیروی کار ماهر و کمهزینه بودند. شهرهای آنها با گسترش سریع خود سرشار از میلیونها مصرفکننده شدند و بازار رشد جدیدی برای شرکتهای جهانی فراهم کردند. این شرایط در حالی ایجاد شد که بخش بزرگی از جهان ثروتمند به خاطر پیر شدن جمعیت شاهد رشد کمتری بود. براساس گزارش جدید موسسه جهانی مک کینزی درحالحاضر شمار شرکتهای بزرگ کشورهای نوظهور درحال افزایش است. این موج جدید و قدرتمند میتواند پویایی رقابت بلندمدت سراسر جهان را متحول کند. تحقیقات نشان میدهد سهم اقتصادهای نوظهور در رتبهبندی ۵۰۰ شرکت برتر جهان از۵ درصد در سال ۲۰۰۰م به بیش از ۴۵ درصد در سال ۲۰۲۵م خواهد رسید. در حالی که سهچهارم از ۸ هزار شرکت جهان با درآمد سالانه بیش از یک میلیارد دلار هماکنون در کشورهای پیشرفته قرار دارند. پیشبینی میشود در کمتر از یک دهه ۱۷ هزار شرکت دیگر به این دسته بهپیوندند که به احتمال زیاد ۷۰ درصد این شرکتها از بازارهای نوظهور خواهند بود. این پیشبینی بر مبنای پایگاه دادههای موسسه مککینزی انجامشده که شرکتهای بزرگ دولتی و خصوصی جهان را پایش میکند و شرکتهای دولتی با درآمد سالانه بیش از یکمیلیارد دلار را هم زیرپوشش گرفته است.
برای آنکه تصویر مناسبتری از چشمانداز این تحول گسترده در توازن قدرت شرکتهای جهانی به دست آید، باید توجه کرد بسیاری از بزرگترین شرکتهای جهان نسلهاست وضعیت خود را حفظ کردهاند بهطوری که بیش از۴۰ درصد از۱۵۰ شرکت بزرگ اروپای غربی که در فهرست ۵۰۰ شرکت برتر جهان قرار دارند، قبل از سال ۱۹۰۰ میلادی تاسیس شدهاند.
گزارش مککینزی در شرایطی ارائه میشود که درحالحاضر اقتصادهای نوظهور جهان با کاهش رشد اقتصادی فاحشی نسبت به گذشته مواجه هستند، موضوعی که موجب میشود تا ناخودآگاه شائبههایی درباره کاربردی بودن این گزارش بهوجود آید. در این زمینه «بهروز احمدی»، کارشناس اقتصادی درگفتوگو با صمت تاکید میکند: اقتصادهای نوظهور جهان مانند چین، هند، برزیل و افریقاییجنوبی با وجود کاهش چشمگیر رشداقتصادی خود هنوز به عنوان موتور محرک اقتصاد جهان قلمداد میشوند.
او میگوید: کاهش رشد اقتصادهای نوظهور به معنای رشد منفی و رکود اقتصادی این کشورها نیست و بهطور قطع گزارش موسسه مک کینزی درباره تغییر چشمانداز تجارت جهانی و افزایش آمار شرکتهای تجاری در اقتصادهای نوظهور همچنان قابل استناد است با این تفاوت که تنها دادههای این گزارش به طور قطع کاهش خواهد یافت.
اما «محمدرضا نوروزی» کارشناس مدیریت سیاستگذاری بخش عمومی و عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس تهران در اینباره به صمت میگوید: مفهوم نوظهور را در قالب عناوینی چون صنایع نوظهور، بازار نوظهور و تجارت نوظهور در سایر زمینههای مدیریت و تجارت میتوان شنید و امروزه با رکودی که بهطور تقریبی اکثر کشورها به نوعی گریبانگیر آن شدهاند طنین آن به مراتب بیش از پیش احساس میشود. او اضافه میکند: صنایع نوظهور با فراهم کردن بازارهای نوظهور و درنهایت با ایجاد اقتصادهای نوظهور به عنوان موتور توسعه اقتصادی برای خروج از بحران اقتصادی قلمداد میشوند. از آنجا که این بازارها قابلیت انعطافپذیری بالایی نسبت به اقتصادهای قدیمی و کهنتر دارند، بنابراین این مزیت به عنوان مزیت نسبی برای آنها تلقی میشود.
این عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به شرکتهای نوظهور مانند اچپی و توان آنها در مقابل صنایع قدرتمند و قدیمی مانند زیراکس توضیح میدهد صنایع جدید در دورهای که صنایع قدیمی دیگر توان رویارویی و مقابله با شرایط جدید را نداشتند بهعنوان رقیب جدی صنایع گذشته مانند زیراکس مطرح شدند و در مدت زمان کمی توانستند گوی سبقت را از آنها بربایند و بازار لوازم اداری را به دست بگیرند بهطوریکه در اوایل ورود اچپی شاید کمتر کسی این باور را داشت که روزی زیراکس شکست ناپذیر از یک شرکت نوظهور مانند اچپی شکست بخورد. بنابراین صنایع نوظهور بهعنوان تهدیدی برای صنایع قدیمی محسوب میشوند.
نوروزی اضافه میکند: اما از نگاهی دیگر ظهور و حضور اقتصادهای نوظهور به لحاظ دارا بودن مزیتهای نسبی، رقابتی و انحصاری آنها میتواند برای به تحرک در آوردن کشتی به گل نشسته اقتصاد عامل محرک باشد تا با ایجاد اشتغال و سودآوری بتوانند تراز اقتصادی را تغییر دهند. این کارشناس مدیریت سیاستگذاری بخش عمومی نتیجه میگیرد که حضور شرکتها و بازارهای اقتصادی نوظهور برای شرکتها و بازارهایی که واحدهای تحقیق و توسعه و قابلیتهای پویا دارند فرصت، ولی برای شرکتها و بازارهایی که از انعطافپذیری ضعیفی برخوردار هستند و توان رویارویی با فناوریهای جدید را ندارند تهدیدی جدی تلقی میشود.
هشدار تازه برای مدیران تجاری
براساس تحلیل کارشناسان موسسه مک کینزی رهبران شرکتها نمیتوانند در مقابل چنین تحول عظیمی بیتفاوت بمانند. چنین تجربهای در گذشته هم مشاهده شده بود. در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی شرکتهای خودروسازی ژاپن سهم خود را در بازار جهانی افزایش دادند و در برخی موارد همتایان امریکایی را پشتسر گذاشتند. به تازگی نیز شرکت سامسونگ سلطه اپل را بر بازار جهانی تلفنهای هوشمند تضعیف کرد. در دهه آینده این نوع رویدادها در مقیاس بزرگتری ظهور خواهند کرد و تازهواردان با سرعتی بیشتر رهبران صنایع قدیمیتر را سرنگون خواهند کرد. تازهواردان با طراحی محصولات بهتر با هزینه کمتر، معرفی سریع آنها به بازار و با یکسانسازی فرآیندهای تجاری کل صنایع جهان را تحتتاثیر قرار میدهند. بسیاری از این تجارتها که در شرایط دشوار شکل گرفتهاند نهتنها در مقایسه با همتایانشان در اقتصادهای پیشرفته چابکی بیشتری دارند بلکه آمادهاند سرمایهگذاریهای بلندمدت انجام دهند حتی اگر این کار به بهای کاهش درآمد در چند فصل آینده تمام شود. بسیاری از بازیگران جدید به گسترش فعالیت در بازارهای بینالمللی امیدوارند.
آنها باید به چند نکته توجه داشته باشند. نخست اینکه با بهینهسازی شبکه فروش و بازبینی این شبکهها و در صورت لزوم تعریف دوباره آنها از تهدید تازهواردان عرصه صنعت در امان بمانند زیرا رشد تجارتهای جدید نهتنها تهدیدی رقابتی برای تجارتهای قدیمی به حساب میآید بلکه فرصت مناسبی در اختیار عرضهکنندگان و ارائهدهندگان خدمات قرار میدهد. شرکتهای بزرگ باید بدانند چگونه خود را سازماندهی کنند تا بتوانند محصولات خود را به مشتریان گوناگون و بیشتر بفروشند. مدیران شرکتهای صنعتی قدیمی همچنین باید دریابند مشتریان و رقبا چگونه تغییر میکنند. نقاط داغ صنعتی منابع جدید رقابت و تقاضا خواهند بود بنابراین شرکتها باید از پیدایش این نقاط در مناطق نوظهور آگاه باشند. به عنوان مثال منطقه «هسینچو» در شمال تایوان و منطقه پرجمعیت «سانتاکاترینا» در برزیل هماکنون به مراکز استقرار شرکتهای صنعتی چند میلیارددلاری تبدیل شدهاند و سپس آنکه درمکان استقرار ادارات مرکزی و فعالیتهای هستهای خود تجدیدنظر کنند. بیشتر مدیران بنگاههای تجاری به این نتیجه رسیدهاند که درحالحاضر الگوی قدیمی یک اداره مرکزی دیگر کاربردی ندارد و پاسخگوی نیازها نیست. شرکتهایی مانند «کاترپیلار» و «جنرال الکتریک» مراکز شرکتی خود را به دو یا چند مکان انتقال دادهاند که فرآیندهای تصمیمگیری، تولید، تحقیق و توسعه و رهبری خدمات را به طور مشترک انجام میدهند.
فرصتی بزرگ برای شهرها
درحالحاضر تنها ۲۰ شهر اصلی میزبان یک سوم از شرکتهای بزرگ هستند. توکیو، به عنوان بزرگترین میزبان، بیش از ۶۰۰ شرکت بزرگ را در خود جای داده است. فقط ۹ شهر دیگر در جهان پذیرای بیش از ۱۰۰ اداره مرکزی هستند. پیشبینی میشود شهرهای بزرگ کشورهای نوظهور سهم بزرگی در رشد شرکتها در آینده داشته باشند. به عنوان مثال شمار شرکتهای بزرگ مستقر در «سائوپائولو» تا سال ۲۰۲۵ میلادی ۳برابر خواهد شد و تعداد ادارات مرکزی شرکتها در پکن و استانبول ۲ برابر میشود. پراکندگی ادارات در شهرهای کشورهای نوظهور نیز بیشتر میشود. حدود ۲۸۰ شهر برای نخستینبار میزبان یک شرکت بزرگ میشوند و به مراکز جدید در شبکه صنعت جهانی میپیوندند. اگرچه بیشتر مقامات شهری علاقهمندند ادارات مرکزی شرکتها را جذب کنند اما به نظر میرسد خود شرکتها تمایل زیادی به این کار ندارند. در حالی که هزاران شرکت بزرگ جهانی فعالیت خود را در بازارهای جدید توسعه میدهند و گزینههای بیشتری برای مکانیابی و استقرار در اختیار دارند بهترین فرصت برای شهرها آن است که شرکتهای وابسته خارجی را جذب کنند. بدون تردید چین قدرتمندترین موتور رشد شرکتهای جدید جهانی است و اکنون زمان آن رسیده که شهرهای آیندهنگر شهرت خود را بر مبنای رهبران تجاری چین قرار دهند. بزرگترین مجموعه شرکتهای وابسته خارجی در چند شهر مهم جهان متمرکز شدهاند. به خاطر تلاشهای موثر سنگاپور در توسعه اقتصادی، این شهر به بزرگترین گزینه استقرار شرکتهای چندملیتی تبدیل شده که قصد دارند در بازارهای نوظهور آسیا فعالیت کنند. شهرهای دیگر باید از رویکرد سنگاپور درس بگیرند. کیفیت محیط تجاری تنها عامل نیست. شهرهایی مانند پراگ، سیدنی و تورنتو که از استانداردهای زندگی بالایی برخوردارند در جذب شرکتهای چندملیتی موفقتر عمل کردهاند اما شرکتهای جهان نوظهور در انتخاب مکانهایی برای توسعه بیشتر خود به معیارهای دیگری از قبیل روابط شخصی مدیران اجرایی تحصیلکرده در خارج، نیاز به متنوعسازی پیوندهای خانوادگی، تلاش برای کسب شهرت در کشور خود و اشتیاق برای ورود به بازارهای مرزی توجه میکنند.
سرعت در توازن چشمانداز تجارت جهانی
با تمام این یافتهها میتوان گفت توازن دوباره چشمانداز تجارت جهانی بهطور احتمالی سریعتر از تغییر رشد اقتصادی بازارهای نوظهور انجام خواهد شد. شرکتهای بزرگ اهمیت زیادی پیدا میکنند؛ نهتنها به خاطر توانایی در خلق شغل و درآمد بیشتر، بلکه به آن دلیل که این کشورها بهرهوری، نوآوری و تنظیم استانداردها را تقویت میکنند و مهارت و فناوری را گسترش میدهند. تغییر موقعیت جغرافیایی آنها تاثیرات عمیقی بر ماهیت رقابت برای منابع و استعدادها خواهد داشت و بازارهای نوظهور تلاش خواهند کرد خود را به سطح بالاتری از توسعه و شکوفایی اقتصادی بکشانند.
خانه صنعت، معدن و تجارت استان تهران