دنیای عجیب ترجمه
درباره عزتالله فولادوند مترجم و پژوهشگر برنده لوح و نشان امینالضرب
عزتالله فولادوند در خانوادهای تحصیلکرده بزرگ شد و برای تحصیل پزشکی به فرانسه رفت؛ ولی خواندن کتابی، جهت زندگی او را به سمت فلسفه چرخاند. فولادوند در نهایت دکتری فلسفه از دانشگاه کلمبیا در آمریکا گرفت و بعد از بازگشت به ایران سالها در شرکت نفت کارکرد اما تمرکز اصلی زندگی و کارش سالهاست که بر ترجمه آثار فاخر جهان است.
عزتالله فولادوند در سال ۱۳۱۴ در شهر اصفهان به دنیا آمد. پدرش قاضی دادگستری بود. او پس از گذراندن تحصیلات پایه در تهران، جهت ادامه تحصیل به انگلستان رفت و دبیرستانش را در یک مدرسه شبانهروزی در شهر ردهیل گذراند. او تأثیر آن سه سال زندگی در مدرسه شبانهروزی را «عادت کردن به سختی و انضباط» میداند. فولادوند با پایان دبیرستان به فرانسه و پاریس رفت تا پزشکی بخواند. او به اصرار پدرش رشته پزشکی را انتخاب کرده بود؛ ولی دو سال از تحصیلش گذشته بود که خواندن کتاب مصائب فلسفه از راسل، به صورت کلی جهت زندگی اش را تغییر داد و او را عاشق فلسفه و تغییر رشته کرد: «یک روز عصر که خسته از دانشکده پزشکی بیرون آمدم، در کتابفروشی نزدیک پانتئون کتاب «مصائب فلسفه راسل» را دیدم و خریدم. همان شب خواندم و کیف کردم و به خودم گفتم این همه چیزی است که من دنبال آن هستم. آن اتفاق مثل عشق در نظر اول بود.» بعد از خواندن این کتاب نامهای به پدرش نوشت و ماجرا را توضیح داد و اعلام کرد که قصد دارد به آمریکا برود. پدرش هم بدون اینکه مخالفتی با تصمیم عزتالله فولادوند داشته باشد برایش نوشت: «فلسفه رشتهای شیرین ولی بیحاصل است.» فولادوند به آمریکا رفت و دانشجوی فلسفه دانشگاه کلمبیا شد و دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای فلسفه را در این دانشگاه گذراند. از اساتید او میتوان به آرتور دانتو، رابرت کامینگ و سیدنی مورگن بسر اشاره کرد.
با پایان تحصیل او که همیشه عاشق ایران بود و ماند به کشور بازگشت و استخدام شرکت ملی نفت ایران شد. در ابتدای کار برای مدت کوتاهی در اداره مرکزی کنسرسیوم نفت کار میکرد؛ ولی بعد برای دو سال او را به جنوب کشور منتقل کردند اما در نهایت به تهران بازگشت. فولادوند در دفتر مرکزی کنسرسیوم نفت با طاهره صفارزاده همکار بود و با پافشاری او برای ترجمه کتاب هم این کار را شروع کرد. صفارزاده بدون اینکه به فولادوند بگوید با مسئولان موسسه فرانکلین برای او قرار گذاشت و درنهایت این دیدار باعث شد که فولادوند به دنیای ترجمه وارد شود. او در کار ترجمه بسیار دقیق و باپشتکار است و خودش میگوید همیشه در این کار دغدغه مسائل سیاسی و اجتماعی را داشته است.
با پیروزی انقلاب بعد از ۱۸ سال سابقه کار (۱۳۴۳ تا ۱۳۵۹) در شرکت ملی نفت و در سمتهای مختلف، عزتالله فولادوند را به دلیل اینکه پیش از آن لوحهای تقدیر از مسئولان سابق دریافت کرده بود اخراج و بازنشسته زودتر از موعد کردند. خود او دراین باره گفته: «بعد از انقلاب در اتاقم نشسته بودم و کار میکردم. رییسم آقای شاپوری که مرد بسیار خوبی هم بود تلفن کرد و خواست که پیش او بروم. بعد از انقلاب بود و نیروهای تودهای و متعصب در وزارت نفت کمیسیون پاکسازی تشکیل داده بودند. آقای شاپوری گفت که آن کمیسیون درباره شما تصمیم گرفته که بازنشسته زود از موعد بشوید. من هم سامسونتم را برداشتم و بدون هیچ حرفی از پلههای شرکت نفت بیرون آمدم و برگشتم خانه. سامسونتم را گذاشتم کنار پذیرایی، نشستم پشت میز و شروع کردم به کار کردن شدید. روزی دوازده ساعت کار میکردم و تمام این کتابها بعد از این توفیق اجباری ترجمه شدند.» او میگوید ترجمههایش را اگر نگاه کنید میبینید که همیشه دغدغه مسائل سیاسی و اجتماعی داشته است و حتی این دغدغه همیشه در او قویتر بوده تا دغدغه فلسفی محض. ترجمه کتابهای «فلسفه کانت» و «آگاهی و جامعه» از سوی فولادوند به ترتیب در دورههای هشتم و نهم کتاب سال برگزیده شدهاند. فولادوند معتقد است، ترجمه باید تا حد امکان به متن اصلی وفادار باشد و مترجم باید از مبهمگویی یا شیرینزبانی خودداری کند و آنچه را نویسنده اصلی واقعاً در ذهن داشته و روی کاغذ آورده، به نحوی به زبان فارسی برگرداند که باروح زبان فارسی منطبق باشد. چیزی که برای من کاملاً روشن است این است که در هر نوشته جدی، چه در زمینه ی ادبیات و چه فلسفه، بین نص و روح متن رابطه محکم وجود دارد و طبعاً اگر این رابطه گسسته شود، به فهم ما ازآنچه میخوانیم لطمه شدید میزند. او دو اعتقاد بزرگ در زندگی دارد: «یکی اینکه هر بلایی که به سر ما مردم در این سرزمین میآید از نادانی یا علم ناقص است؛ دوم اینکه هرچه درزمینه دانش و هنر از آثار بزرگ دنیا از راه ترجمه اخذ کنیم باز هم کم است.»
کارآفرین خستگیناپذیر
درباره لئون آهارونیان، پیشکسوت برنده دارنده لوح و نشان امینالضرب
شرکت ستی با بیش از ۶۰ سال قدمت یکی از قدیمیترین موسسههای حمل ونقل در ایران است و بسیاری از پروژههای عظیم حملونقل تجهیزات را در کشور در طول این دههها بر عهده داشته است؛ شرکتی که سالهای بسیاری است مدیریت آن با لئون آهارونیان است. آهارونیان با حدود ۹۰ سال سن همچنان فعال است و از پیشگامان صنعت حمل ونقل در ایران محسوب میشود.
لئون آهارونیان سال ۱۳۰۹ در روستای هفتوان شهرستان سلماس به دنیا آمد. پدرش هنگام اشغال ایران در جنگ جهانی به مراغه رفت و همراه یکی از دوستانش رستورانی در آنجا راهاندازی کرد؛ ولی با تشکیل حکومت خودمختار پیشهوری در تبریز (سال ۱۳۲۴) به تهران آمد و یک غذاخوری در پایتخت باز کرد. لئون و دیگر اعضای خانوادهاش در کار مغازه به پدرشان کمک میکردند. پدر لئون آهارونیان اهمیت بسیاری به کار میداد و دوست داشت فرزندانش از کودکی مسئولیتپذیر باشند و از همین رو در تابستان یک رستوران فصلی برای آنها در روستای ییلاقی اوشان راهاندازی میکرد. همه اینها باعث شده بود که دوران نوجوانی و جوانی لئون ترکیبی از درس و کار باشد که در جوانی به آن ورزش و شکار هم اضافه شد. دوچرخهسواری، ورزش مورد علاقهاش در دوره دبیرستان بود. او همچنین از جوانی تا ۸۰ سالگی به شکار میرفت و در نهایت کلکسیون بزرگش را به موزه طبیعی ایروان هدیه کرد.
او پس از گرفتن دیپلم در سال ۱۳۳۱ در هنرسرای عالی (دانشگاه امیرکبیر فعلی) پذیرفته شد. پس از پایان تحصیل با گرفتن کفالت از سربازی معاف شد و اردیبهشت ۱۳۳۵ در آزمایشگاه خاکشناسی وزارت کشاورزی با ماهی ۴۸۰ تومان استخدام شد؛ این آزمایشگاه با همکاری سازمان خواروبار جهانی (فائو) تأسیس شده بود. آهارونیان در اواخر سال ۱۳۳۹ با بورسیه سازمان فائو به مدت یک سال و به همراه خانواده برای تکمیل تخصص به مقر فائو در رم و پس از چند روز به مرکز پژوهش کشاورزی در شهر دانشگاهی واگنیگن هلند رفت و ادامه تحصیل داد. در سال ۱۳۴۱ و بعد از بازگشت به ایران، آهارونیان به درخواست پدر همسرش که مؤسس شرکت حملونقل ستی بود و در حوزه معدن، هتلداری و فروش بلیت هواپیما هم فعالیت میکرد به صورت پاره وقت به این مجموعه پیوست و حسابرسی مالی مجموعه را بر عهده گرفت و اتفاقاً جلوی سوءاستفادههای شرکای پدر زنش ایستاد. آهارونیان در سال ۱۳۴۷ پس از ۱۲ سال از کار دولتی استعفا داد و به صورت تمام وقت در شرکت ستی مشغول به کار شد. در همان سالها قراردادی با شرکت میتسوبیشی بست تا دستگاههای گازسوز تولید برق را از بنادر جنوب کشور به محل ساخت نیروگاه انتقال دهند. شرکت ستی طی قراردادی با شرکتهای فرانسوی و آلمانی، چهار دستگاه و دو ژنراتور با وزن هریک ۱۴۰ و ۱۱۰ تن خرید تا تجهیزات سد سفیدرود و نیروگاه آبی را از جنوب کشور به منجیل انتقال دهند. این محموله با وزن تریلی و بوژی حدود ۲۵۰ تن میشد. شرکت ستی، نخستین شرکت ایرانی حملونقل بود که توانست وسایل حمل بارهای سنگین را از یک شرکت فرانسوی خریداری (نقد و وام) و وارد ایران کند. پس از این کارها، هنگامی که قرارداد ساخت ذوب آهن و کشیدن لولههای گاز از جنوب کشور با شوروی امضا شد، یکسوم از قرارداد لولهکشی به یک شرکت فرانسوی واگذار شد و آنان نیز انتقال ۴۲ هزار تن لوله و۲۰ هزار تن تجهیزات کارشان را به شرکت ستی سپردند. علاوه بر اینها در آن سالها این شرکت، حمل تجهیزات لازم برای راهاندازی نیروگاه ۷۰۰ مگاواتی اهواز (شرکت تکنوپروم روسیه)، تجهیزات پستهای انتقال برق در غرب کشور (سه شرکت آلمانی) و… را هم بر عهده داشت و در مهمترین قرارداد هم شرکت زیمنس آلمان به مدت ۳۵ سال انتقال کلیه محمولههایش در ایران را به این شرکت واگذار کرد. شرکت ستی با توجه به قراردادهای خارجی که در آن سالها موفق به امضا و انجام آنها شد، خیلی زود رشد چشمگیری کرد و طی چند سال دهها تریلی و وسایل حمل کالاهای سنگین خریداری کرد. آنها حتی توانستند برای توسعه کارهایشان از فرانسه یک وام یک میلیون دلاری (با بازپرداخت سه ساله) دریافت و تجهیزات به روزی ازجمله بوژی خریداری کنند. با پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی یکی از نیازهای اساسی کشور جابهجایی تجهیزات نظامی و… به مناطق جنگی بود و بخشی از این کار را به صورت رایگان شرکت ستی بر عهده گرفت. اعطای کامیونها و تریلرهای شرکت برای انتقال تجهیزات سنگین نظامی مانند تانک، هاورکرافت و… به مناطق مختلف جنگی بخشی از خدمات این شرکت به جبهههای نبرد بود. لئون آهارونیان در سالهای بعد از پیروزی انقلاب با توجه به موقعیت اقتصادی و حضور در شورای خلیفهگری ارامنه (از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵ عضو شورا بود)، فعالیتهای اجتماعی و صنفی خود را گسترش داد. همچنین تشکیل اتاق بازرگانی مشترک ایران و ارمنستان (۱۳۷۲)، برقراری اولین خطوط هوایی بین ایران و ارمنستان (۱۳۶۹) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مقامهای دولتی، امنیتی و مذهبی ایران و ارمنستان از جمله کارهایی بود که لئون آهارونیان برای دوستی و نزدیکی بیشتر مردم و دولتهای ایران و ارمنستان انجام داده است.
خانه صنعت، معدن و تجارت استان تهران