مصاحبه سید محمد رضا مرتضوی رییس خانه صنعت و معدن استان تهران با اعتماد آنلاین
قسمت (5)
سیدمحمدرضا مرتضوی رئیس کانون انجمن صنایع غذایی ایران در خصوص تحریمهای آمریکا و تأثیر آن بر بخش صنعت و کشاورزی و همچنین مشکلات پیش روی این صنعت با خبرنگار اقتصادی اعتمادآنلاین در برنامه ویدئویی «رودررو» گفتوگویی داشته که آن را در ادامه میخوانید.
*آقای مهندس! سؤالی در موردبحث گندم برایم پیشآمده؛ شما فرمودید تا 10 سال آینده قریب به 150 میلیون تن غله از اعم از ذرت، جو و مهمترین آنکه گندم است.
نمیتوانیم بگوییم مهمترین. ما وقتی 5 میلیون تن ذرت وارد میکنیم، لابد خیلی مهم است.
*کلاً مجموعه غلات برای کشور مهم و استراتژیک است.
بله اهمیت غذایی دارد.
*یعنی اینیک محصول استراتژیک است و هر آن هرکدام از این کشورهایی که فرمودید از صادرات به ایران ممانعت کنند دچار مشکل خواهیم شد. آیا شما بهعنوان رئیس کانون صنایع غذایی کشور با وزیر جهاد صحبتها و جلساتی داشتهاید مبنی بر اینکه کشور را خودکفا کنیم. بهجای اینکه هندوانه بکاریم و به کشورهای عربی صادر کنیم که آن منابع غنی آب را مصرف میکند، آن آب را صرف کشت غلات کنیم؟ آیا چنین جلساتی بوده و اگر بوده حاصل این جلسات چه بوده؟
ببینید! ما بعضی وقتها منتقد سیاستهای جهاد هستیم خصوصاً بهعنوان صنایع تبدیلی و فکر میکنیم مدل آنچه بهعنوان سیاستهای اقتصادی وزارت جهاد هست را خیلی نمیپسندم. گاهی با آقای وزیر جهاد هم در جلسات مشترکی بودهایم. اما آنچه در موردش صحبت میکنید، چیزی نیست که سلیقه وزیر یا من باشد. ما باید نقشه راهی را داشته باشیم. یک مقدار زمینداریم که قابل زراعت است و میتوان در آنها کشاورزی کرد و یک مقدار هم آبداریم. جدولی هم به نام جدول نیازهایمان داریم. یکبار باید باهم درباره جدول نیازهایمان با توجه به داراییهای زمین و آب صحبت کنیم. اگر از من سؤال کنید که بعد از انقلاب این داراییها درست نقد شده یا خیر؟ من به شما میگویم که دائماً بخش زراعت ما سیاستهای مختلفی را تجربه کرده است. شما دو تا وزیر دارید. میخواهم این را به رختان بکشم. یکی کلانتری و دیگری حجتی که هر دو اینها وزیر بودهاند اما چقدر باهم متفاوت صحبت میکنند.
درحالیکه هر دو هم جزو سیاستمداران برجسته کشور بودهاند. هم کلانتری وزیر و هم وکیل بوده و هم آقای حجتی. دو تا ابر سیاستمدار که هر دو در صنعت کشاورزی ایران خودشان را صاحبنظر میدانند دو نسخه کاملاً متمایز تجویز میکنند. عین این تمایز را در صحبتهای آقای کلانتری میبینیم که همهچیز را از بین رفته میداند و میگوید آنقدر برداشت اضافی کردهایم که ایران به یک کویر تبدیل میشود و این کویر بهزودی خشک خواهد شد و ما بهزودی مهاجرتهای بزرگی خواهیم داشت.
ایشان دو دوره وزیر کشاورزی ایران بودهاند. وزیر دیگری هم مثل آقای حجتی داریم که درویشمسلک است و میگوید هر آنکه دندان دهد، نان دهد و اعتقادات دیگری دارد. فاصلهای که بین این دو سیاستمدار در نگاه و نوع نگرششان به زراعت در ایران وجود دارد یک نکته را ثابت میکند و آن اینکه ما به یک اجماع علمی در حوزه کشاورزی نرسیدهایم. اینیک سند است که من امروز در برنامه شما ارائه میدهم. دونفری که طی 30 سال هرکدام 10 سال سوار این کشتی بودهاند و ناخدای بلامنازع این کشتی بودهاند، عقایدی را مطرح میکنند که کاملاً همدیگر را نفی و نقض میکند. برخی ایران را درخطر انقراض میدانند و برخی معتقدند که ما برای 200 میلیون نفر غذا داریم. پس نمیشود که این اعداد آنقدر باهم متناقض باشد و نشان میدهد که یک جای کار اشکال دارد.
از من میپرسید اشکالش چیست؟ من میگویم یک) نداشتن یک دکترین بر اساس حقیقتها و واقعیتهاست. دو) در این دکترین باید نگاه علمی به زراعت شود و نه نگاه دلسوزانه. به رخ کشیدن دست پینهبسته کشاورز نباید به سلاحی تبدیل شود که بخواهیم نرخ خرید تضمینی کالاها را تعیین کنیم. شما سطح زیر کشتتان را ثابت نگهداشتهاید، نتوانستهاید پرهکتارتان را هم افزایش دهید، برای تأمین هزینههای خرده مالکی در کشاورزی و زراعت دائماً نرخ خرید تضمینیتان را بالا میبرید.
*استنباط من از فرمایشات شما راجع به گندم و دو وزیری که نام بردید این است که اهتمامی برای خودکفایی گندم وجود ندارد.
نه، به نظرم زیادی اهتمام وجود دارد! من حرف شمارا اصلاح میکنم و با فرمایش شما موافق نیستم. من میگویم هرکسی از ظن خود شد یار من! دو وزیر را به شما معرفی کردم که دو نگاه متفاوت دارند. این نشاندهنده این است که ما استراتژی مشخصی نداریم. وقتی 6 میلیون هکتار زمین زراعی داریم، توانایی اینکه 18 میلیون تن گندم تولید کند را دارد. اما چرا نمیتوانیم این کار را بکنیم؟
برای اینکه ما نیاز به یکپارچهسازی کشت و توسعه آبیاری مدرن داریم. نیاز به حفظ صیانت از آبوخاکمان راداریم. یک، یا دو سانتیمتر خاک یکمیلیون سال طول میکشد تا ایجاد شود ولی سیل میآید و میبرد. حاصل یکمیلیون سال را میبرد. یک وزیر که 10 سال زراعت کار میکرده، میگوید تمدن ایرانی بهزودی منقرض خواهد شد و یک وزیر دیگر میگوید تا 200 میلیون نفر را میتوانیم غذا دهیم. هر دو اغراق میکنند بهجای اینکه بنشینند با همدیگر به یک دکترین مشخصی در نظام زراعت ایران برسند.
آیا باغداری در آذربایجان موجب رستگاری و سعادت مردم آذربایجان شد؟ خیر، نشد. دائماً سیب کاشتند و حالا سه میلیون تن سیب دارند و نمیدانند به چه کسی بفروشند. پادرختی میشود و پا درخت میریزد. در تمام رودخانهها پمپ میگذارند و آب میکشند و پای این درختها میریزند که منجر به خشک شدن دریاچه رضائیه میشود.
















