حکایت میکنند «سالها پیش در شهری مسجدی میساختند، کار تمام شده بود و کارگران درحال انجام خردهکارهای پایانی بودند. پیرزنی از آنجا عبور میکرد، ناگهان پیرزن ایستاد و به کارگران گفت: بهنظرم مناره مسجد کج است.
کارگران شروع به خندیدن کردند ولی معمار پیر با صدای بلند فریاد زد، ساکت شوید و چوب بیاورید و همه کمک کنید و چوب را به مناره مسجد تکیه دهید و همه با هم فشار دهید، فشار دهید، یا علی بگویید و فشار دهید و دیوارکج را راست نمایید.
معمار پیر کارکشته، هر چند لحظه از پیرزن میپرسید، مادر دیوار صاف شد؟ دیوار درست شد؟
پیرزن بعد از چند دقیقه نگاه کردن، گفت: بله درست شد، صاف صاف شد، خدا شما را حفظ کند و دعاکنان دور شد.
کارگران سوال کردند که استاد مگر میشود مناره ساخته شده را با فشار صاف کرد؟
معمار دانا گفت: نه! ولی میتوان اینگونه جلوی شایعه را گرفت، اگر پیرزن میرفت و به اشتباه به مردم میگفت مناره کج است و شایعه کج بودن مناره بالا میگرفت، دیگر هرگز نمیشد، در خیال و نظر مردم مناره را صاف کرد. ولی الان و در ابتدای شروع قصه، با یک چوب و کمی فشار، میتوان مناره را برای همیشه صاف کرد.»
قصه بالا، به ظاهر قصه سادهای است، حکایت باورهای انسانی است که ریشه در افکارعمومی و تاریخ خطاهای بصری انسان دارد. شایعه با یک کلام ساده و با یک نگاه اشتباه شروع میشود، شایعه با یک تفکر بیغرض یا یک اندیشه با غرض، دریک مغزسالم، با یک واژه و از زبان یک بیمار اجتماعی آغاز میشود و تا دورترین نقاط جهان پیرامون و در سالمترین انسانها نفوذ میکند. همه محققان علوم انسانی معتقدند که از شایعه بترسید، در تجارت و کسبوکار از شایعه بترسید، در زندگی شخصی از شایعه بترسید، در وزارت و وکالت از شایعه بترسید، در مدیریت از شایعه بترسید و بدانید با شایعه همه پایههای جامعه انسانی و مدنی میلرزد و از بین میرود.
معماری ساده در حکایتی قدیمی، معنا و مفهوم شایعه را با زبان ساده میفهمد و متاسفانه تعداد زیادی از مدیران ما معنای شایعه و تاثیرات منفی آن را نمیفهمند، معماری معمولی با شایعه، برخوردی علمی و کارشناسانه انجام میدهد و از یکجمله، که از زبان یک پیرزن میشنود، بیتوجه نمیگذرد و میفهمد که با همین جمله چه اتفاقی ممکن است در کوی و برزن بهراه بیفتد، چون به تاثیر شایعه آگاه است، سریع به صاف کردن دیوارکج ذهن یک عابر پیاده، اما اثرگذار در جامعه کوچک محله اقدام میکند.
مدیریت شایعه قادر خواهد بود بزرگترین توانمندیهای یک سرزمین را تبدیل به خاکستر و نابودی کند، آنها که مدیریت شایعه را باور ندارند، معنای توانمندیهای افکارعمومی را نمیشناسند، آنها همان کسانی هستند که به نقش رسانهها هم واقف نیستند، آنها قدرت فردی انسانها را باور ندارند و از طبقهبندی اجتماعی امروز مردم و تاثیرگذاری حتی کمترین انسانها، چه از نظر سن و سال، یا تواناییهای مادی یا جایگاههای اداری در فرمول پیچیده شایعات سیاسی اجتماعی بیخبرند. این گروه مدیران ارشد جوامع همان کسانی هستند که هنوز قدرت «شهروند خبرنگار» را در دنیای پیشرفته مجازی امروز رصد نکردهاند.
در بین دنیای رسانهای نامهنگاری، رادیو، تلویزیون، ماهواره، کتاب، مطبوعات، اینترنت و امثالهم، در سال ۲۰۱۵ میلادی، بدون شک اینترنت با آسان شدن نرمافزارهای نصب شده در روی موبایلها، پیشرفتی را در ۱۵ سال گذشته و از آغاز هزاره سوم میلادی در حاکمیت اطلاعرسانی انجام دادهاند که رسانه مکتوب و چاپارها در طول ۲۰۰۰ سال میلادی تاریخ برعهده داشتهاند.
در دنیای مجازی امروز هر فردی از کودک تا بزرگسال میتواند پیرزن عبوری قصه ما باشد که در خلوت خویش با خلق کج بودن یک دیوار، دیوار زندگی اجتماعی، سیاسی، اداری و خصوصی ما را تا ثریا کج بالا ببرد، به همین سادگی و با یک «کلیک».
باور نمیکنید! به همین دور و بر خود نگاه کنید، از شایعاتی که پیرامون شخصیتهای سیاسی تا هنرمندان و ورزشکاران و حتی افراد معمولی ساخته و پرداخته میشود، از شایعاتی که برای یک محصول لبنی معمولی تا مهمترین صنعت کشور در موبایلها چرخ میزند. یک باره دنیای مجازی پر از شایعه درباره بزرگترین صنعت کشور میشود، فهرست تمامشده هزینه خودرو بهصورت جعلی تهیه و ارائه میشود و هیچکس هم به مقابله مدیریت شده با آن شایعه در جهت روشنگری افکارعمومی برنمیخیزد؟ هیچکس معلوم نمیکند که قیمت واقعی چیست؟ هیچ مدیری نمیگوید که قیمت تمامشده چگونه تعیین میشود؟ هیچکس نمیگوید که سرنوشت دهها هزار کارگر و صنعتگر در همین چهارچرخههای خوب و بد نهفته است، هیچکس از آینده صنعت بزرگ خودروسازی و خطرات احتمالی پیرامون آن صحبت نمیکند و به دهها سوال ذهنی مردم پاسخ نمیدهد…
و اینگونه است که شایعه بر بالهای یک کلاغ مینشیند و تبدیل به «چهل کلاغ» میشود، تنها راه مبارزه با شایعه، روشنگری و پاسخگویی در زمینه مشتریمداری و تاباندن نور به تاریکی است، مدیرانی که به واژههای افکارعمومی و نقش روابط عمومیها در جایگاه شایعهسازی و مبارزه با آن از راههای علمی و استفاده به موقع از رسانه، مطبوعات، صداوسیما، اینترنت و شبکههای مجازی امروزی همچون وبلاگها، فیسبوک و نرمافزار تلفنهای همراه مانند وایبر، تلگرام، واتسآپ، لاین، ایمو و بقیه واقف نیستند، چارهای نخواهند داشت که بهزودی یکبار دیگر مدیریت را از صفر بیاموزند.
منبع : www.smtnews.ir
خانه صنعت، معدن و تجارت استان تهران