استقلال بانک مرکزی، بهعنوان یک اصل مهم سیاستهای پولی، در تمام اقتصادهای پیشرفته پذیرفته شده است.
اما برخی از سیاستمداران با اتکا به این رویکرد که میتوان برای تحقق اهداف کوتاهمدت، درجه استقلال بانک مرکزی را کاهش داد، در مواقعی برای این اصل استثنا قائل شدند. این موضوع باعث شده دولتها برای تامین منابع مالی در برخی شرایط، چشم به منابع بانک مرکزی دوخته باشند و سیاستهای بانک مرکزی را در جهت خواستههای خود تغییر دهند. در این گزارش تفاوت دیدگاه دو کشور فرانسه و آلمان در تعریف حد استقلال بانک مرکزی در جریان رخدادهای سیاسی بررسی شده است.
به گزارش اقتصادنیوز ، در فرانسه، اعتقاد بر این است که بانک مرکزی میتواند در برنامههای سیاسی دولتمردان همراه باشد. اما آلمان، همواره استقلال بانک مرکزی را بهعنوان یک اصل استثناناپذیر قرار داده و راهی برای سلطه سیاست مالی بر سیاست پولی باز نگذاشته است. نکته جالب توجه اینکه بررسی متغیرهای اقتصادی مانند نرخ رشد اقتصادی و بیکاری که بر رفاه اثرگذار هستند، حاکی از آن است که در میانمدت وضعیت آلمان نسبت به فرانسه در شرایط بهتری قرار دارد. هرچند هنوز برخی از سیاستمداران تصور میکنند با کاهش درجه استقلال بانک مرکزی میتوان برنامههای اقتصادی را به شکلی طراحی کرد که به یک فرمول محبوبیت برای دولتمردان دست یافت.
لزوم استقلال بانک مرکزی بهعنوان یک اصل در بین صاحبنظران حوزه اقتصاد پذیرفته شدهاست، اما بررسی کیفیت رابطه بانک مرکزی و دولت در کشورهای مختلف نشان میدهد که این اصل در هر اقتصاد به اشکال متعددی تفسیر میشود. یکی از نمونههای واگرایی در تفسیر استقلال بانک مرکزی، زاویه دید متفاوت نخبگان اقتصادی آلمان و نخبگان اقتصادی فرانسه در نگاه به سیاستگذاری پولی است. آلمانیها معتقدند بانک مرکزی تحت هیچ شرایطی نباید تحت تکلیف دخالت در بازار قرار بگیرد، در سوی دیگر از دید فرانسویها بانک مرکزی در صورت لزوم باید در راستای سیاستهای دولت تصمیمگیری کند. در این گزارش ضمن بررسی این دو زاویه دید، دستاوردهای اقتصادی ناشی از این دو تفسیر را مقایسه شده است.
بررسی کیفیت رابطه دولت و بانک مرکزی نشان میدهد که بهرغم پذیرش اصول کلی استقلال بانک مرکزی، در تفسیر این اصول در کشورهای مختلف واگرایی وجود دارد. به عقیده کارشناسان استقلال بانک مرکزی یک «فرآیند» است، نه یک «وضعیت» و هر کشوری با توجه به افق نگاه و سازوکار طی شده مختصات خاصی در این مسیر دارد. یکی از نمونههای جالب توجه این تفاوت دیدگاه را میتوان در مناقشه کشورهای آلمان و فرانسه بر کیفیت چگونگی تعاملات بانک مرکزی اروپا و دولتهای عضو اتحادیه اروپا جستوجو کرد.
از نگاه نخبگان اقتصادی آلمان دو اصل اساسی درباره عملکرد مالی دولت و رابطه بازوی اجرایی کشور و بانک مرکزی باید مورد توجه قرار گیرد. نخست اینکه دولت باید شدیدا مقید به یکسری سیاستها و الزامات مالی باشد که مانع کسری بودجه و استقراض آن از بانک مرکزی شوند، در واقع دست خالی دولت نباید با نشر اسکناس یا استقراض از بانک مرکزی پر شود.
- ارسال توسط : مدیریت
- 19 بازدید
- دیدگاهها برای دو دیدگاه در مورد استقلال بانک مرکزی بسته هستند

