گروه صنعت: این داستان سر دراز دارد. آنطور که کارشناسان میگویند، ماجرای کاستیهای ارتباط صنعت و دانشگاه ریشهای تاریخی دارد تا آنجا که گفته میشود ارتباط نهادینه آنها به نهادهای واسطی نیازمند است که بتوانند از یکسو تقاضای صنعت را به دانشگاه انتقال دهند تا تحقیقات در دانشگاهها تقاضامحور شود و از سوی دیگر صنعت را با منابع موجود در دانشگاهها آشنا کنند.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد ایجاد نهادهای واسط نیازمند الزاماتی است که حوزههای قانونی، برنامهریزی و اجرایی را دربرگیرد. بنابراین مشکلات فراوانی برسر راه ارتباط صنعت و دانشگاه وجود دارد که به عملکرد نهادهای آموزشی، اجرایی و صنعتی مربوط میشود. کارشناسان شفاف نبودن سیاستهای توسعه اقتصادی کشور با محوریت صنعت، رقابتی نبودن دستگاههای پژوهشی کشور، همچنین توجه بیشتر به توسعه کمی و کیفی در نظام آموزشی کشور را دلایل شکاف بین صنعت و دانشگاه میدانند.
رویه در حال تغییر است
به گفته علیاصغر توفیق، معاون آموزش، پژوهش و فناوری وزیر صنعت، معدن و تجارت، ارتباط صنعت و دانشگاه باید پویا، دینامیک و بیانتها باشد. او پیش از این در گفتوگو با صمت اعلام کرده بود مراکز صنعتی و دانشگاهی در کشور درحال رشد هستند و با اصلاح رویه، تعاملات آنها نیز درحال تغییر است. توفیق به بخشنامهای که از این وزارتخانه به استانها ابلاغ شده اشاره کرده و گفته بود: در بخشنامهای از همه روسای سازمانهای صنعت، معدن و تجارت استانها در سراسر کشور درخواست کردهایم که از معاونان پژوهشی خود به عنوان مشاور پژوهشی استفاده کنند. وی این بخشنامه را عاملی برای همواری راه میداند و میگوید: این مشاوران پژوهشی میتوانند با تشکیل یک شورای مشورتی زمینه ارتباط صنعت و دانشگاه را ایجاد کنند. به گفته او حدود ۴۰ درصد تولید ناخالص ملی در بخش صنعت، معدن و تجارت است. این ظرفیت نیز در دانشگاهها وجود دارد تا بتوانند به درصدهای خوبی در تولید ناخالص ملی دست یابند.
اما این همه ماجرا نیست. توفیق معتقد است توسعهیافتگی و بهروزرسانی مداوم، باید از خصوصیات این تعامل باشد. او میگوید: در این زمینه شهرکهای علم و فناوری با هدف حمایت از شرکتهای دانشبنیان پیشبینی شده است که تاکنون در اینباره ۶ شهرک ساخته شده و برای ارائه زمین این شهرکها نیز ۳۰درصد تخفیف به شرکتهای دانشبنیان ارائه میشود.
به گفته وی، زنجیره ایده تولید در پارکهای علم و فناوری لحاظ میشود و شهرکهای علمی صنعتی نیز برای تبدیل ایده به محصول و درواقع تجاریسازی مورد استفاده قرار میگیرند.
پژوهشها چه میگویند؟
نتایج یک تحقیق علمی نشان میدهد به دلیل کاستیهای موجود در نظام آموزشی کشور، ازجمله نبود تحقیقات کاربردی صنعتی و مطرح نکردن مشکلات صنایع داخلی در دانشگاهها، دانشجویانی که از این دانشگاهها فارغالتحصیل میشوند، برای صنعت غریبههایی محسوب میشوند که ناآشنایی با این بخش، از سر و روی آنها میبارد. از آنجا که سطح فناوری موجود در هر کشور وابستگی مستقیم با سطح آموزش آن دارد، بنابراین تقویت آموزش عالی در ایجاد پیوند مستحکم با صنعت، تاثیر بسزایی دارد.
نتایج این تحقیق انطباق نداشتن سرفصل دروس آموزشی، مدرکگرایی، فاصله داشتن شغل افراد از مدرک دانشگاهی و استفاده نکردن از آزمایشگاه و کارگاه عملی در طول دوران تحصیل را از دلایل سست شدن پیوند دانشگاه و صنعت اعلام میکند.
اما دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که انگشت اتهام خود را به سوی ضعفهای سیستم آموزشی کشور نشانه نمیروند. در این دیدگاه گفته میشود، در صنعت کشور با توجه به شرایط و تنگناهای ناشی از جنگ تحمیلی و نیز تحریمها، بهروزرسانی فناوری و روشها چندان انجام نشده و تنها با ابزار و ماشینآلات فرسوده و فناوریهای قدیمی چرخ صنعت درحال حرکت است. بنابراین در برخی موارد سیستم آموزشی بسیار جلوتر و بهروزتر از صنعت است که این موضوع را به عنوان مثال میتوان در بخشهای صنایع معدنی، نفت و اکتشافی مشاهده کرد. از نظر تاریخی در کشورمان به نظر میرسد نهادهای اصلی که در برقراری ارتباط بین صنعت و دانشگاه یا همان نظام آموزشی کشور باید به صورت پیکرهای واحد عمل میکردند، تاکنون از یکدیگر جدا بوده و هریک از آنها مستقل از دیگری مانند نظام تفکیک قوای سهگانه بودهاند. این مشکل در کشورهای دیگر نیز وجود داشته، اما بسیاری از آنها سالهاست که برای تغییر این وضعیت حرکت و تلاش کردهاند تا پیکره واحدی از این اجزا ایجاد کنند به طوری که در تعامل موثر با یکدیگر بوده و یکی مخل عملکرد دیگری نشود. در این میان بخش سومی به نام نهاد دولت نیز وجود دارد که تلاش کرده به صورت کنترلکننده و تعیینکننده روابط و روند تعاملات عمل کند.
تعامل مساوی پیشرفت
داود ثمری، مدیرکل دفتر ارتباط با صنعت و جامعه دانشگاه آزاد اسلامی نیز به ایرنا گفت: برای تعامل ۲ نهاد مهم «صنعت» و «دانشگاه» به عنوان بازوهای توسعه جامعه باید اقدامهای لازم و اجرایی انجام شود و تنها صحبت کردن از تعامل نمیتواند راهگشا باشد. ما وقتی میتوانیم از تعامل بین صنعت و دانشگاه سخن بگوییم که تغییر در نظام آموزشی به سمت دانشگاههای نسل دوم و سوم حرکت کند. در نظام آموزشی نسل دوم و سوم دانشگاههای مختلف جهان دیگر تاکید صرف بر حضور در کلاسهای درس وجود ندارد بلکه علم و عمل در کنار هم مورد توجه دانشجویان قرار میگیرد. اگر بخواهیم تعامل بین صنعت و دانشگاه شکل گیرد باید سیستم (نظام) آموزشی ما نیز تغییر کند و علم و عمل با هم در محیطهای آموزشی به دانشآموخته یاد داده شود زیرا هیچ صاحب صنعتی حاضر نخواهد شد دانشجویی را که ۴ سال فقط در محیط آموزشی بوده و هیچگونه تجربه کاری ندارد استخدام کند و با آزمون و خطا منتظر عملکرد وی باشد.
او افزود: اگر یک زبان مشترک بین دانشگاه و صنعت در جامعه شکل گیرد به راحتی میتوان تعامل بیشتری بین آنها برقرار کرد زیرا لازمه تعامل این است که صنعت و دانشگاه به خوبی مشکلات هم را درک کنند. اگر تعامل شکل گیرد به یقین صنعت پروژههای مختلف خود را به دانشگاهیان ارائه میکند و در مقابل چهرههای دانشگاهی هم با حضور در بخش صنعت پروژهها را پیگیری و برای رفع نیازهای صنعت طرحهای مختلف ارائه میکنند.
ثمری در پاسخ به پرسشی در زمینه چرایی همکاری ۲نهاد گفت: تجربه کشورهای توسعهیافته و برخی اقدامهای انجامشده در ایران نشان میدهد جایی که صنعت و دانشگاه با هم به معنای واقعی تعامل داشتهاند ما شاهد پیشرفتهای شگرف بودهایم. فناوری نانو، علوم مربوط به صنعت نفت و دانش هستهای ملموسترین مثالهای موفق تعامل بین صنعت و دانشگاه است.
تبلیغات ظاهری بیفایده است
اما رییس دانشگاه فنی و حرفهای کشور نظر دیگری دارد. به گفته دکتر مسعود شفیعی، رییس دانشگاه فنی و حرفهای کشور، هماکنون در کشور متولی خاصی برای برقراری ارتباط بین بخش صنعت و دانشگاه وجود ندارد و کشور برای تقویت این ۲ بخش به برنامهریزی مدون و درستی نیاز دارد. این مقام مسئول دانشگاهی به سینا میگوید: ما در ظاهر ارتباط بین صنعت و دانشگاه را تبلیغ میکنیم اما اعتقادی به آن نداریم در صورتی که اگر ارتباط بین این ۲ بخش شکل میگرفت، میتوانستیم به جایگاه بسیار مطلوبی دست پیدا کنیم.
این استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی «امیرکبیر» به علت چرایی این مسئله پرداخت و افزود: هماکنون مدلی برای این مسئله تعریف نکردهایم زیرا علاوه بر اختصاص ندادن زمان لازم، حمایتهای خوبی هم از تولیدهای داخلی نکردهایم.
این عضو کمیسیون دائمی شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری اظهار کرد: ما برای تقویت بخش صنعت و دانشگاه نیاز به برنامهریزی مدون و مناسب در چشماندازی بلندمدت داریم؛ کاری که اغلب کشورها انجام دادهاند. به عنوان مثال کشور «هند» سالها قبل، ۱۰ سال به بخش صنعت خود فرصت داد تا محصولاتشان را در این بازه زمانی به تولید انبوه و فروش برسانند.
دولت هند در این مدت کالایی از خارج کشور وارد نکرد درحالی که ما شاهدیم حتی سود بانکی کشور به ۲۲ درصد هم رسید. این کار بزرگترین ضربه را به بخش صنعت و کارهای تولیدی ما وارد کرد. سود کارهای تولیدی ما بسیار بیشتر از سودهای بانکی است اما اجرای این سیاست نادرست باعث شد عده زیادی از مردم به جای انجام کار تولیدی، پولشان را در بانک بگذارند و از این طریق درآمد کسب کنند.
این عضو کمیته علمی ـ تحقیقاتی کمیسیون علمی، فرهنگی و اجتماعی مجمع تشخیص مصلحت نظام، تنها راهکار خروج از این مسئله را برقراری ارتباط بین بخش صنعت و دانشگاه عنوان کرد و گفت: هرچند ما از حوزه صنایع بزرگ دولتی خارج شدیم و کارهایی در جهت اصل ۴۴ قانون اساسی (خصوصیسازی) انجام دادهایم اما هنوز خصوصیسازی به معنای واقعی در کشور ما شکل نگرفته است. اگر خصوصیسازی به درستی در کشور شکل میگرفت و دولت هم حمایتهای لازم را در این زمینه میکرد، وضعیت ما خیلی بهتر از اکنون بود؛ اینک تنها بعضی از شرکتهای داخلی ما توانستهاند به بازار خارجی راه پیدا کنند.

