طرحهای نیمهتمام صنعتی از داراییهای شرکتها یا سازمانهایی است که اجرای آن در بیشتر موارد به بخش خصوصی واگذار شده اما در تمام این طرحهای نیمهتمام دولتی یا غیردولتی با وجود شرایط فعلی و روابطی که برقرار شده است باید بازنگری کرده و مولد یا مولد نبودن آنها را تعیین تکلیف کرد.
چراکه ممکن است در برخی موارد نیازی به تکمیل آن نباشد و در برخی موارد تکمیل سریعتر طرح صنعتی در رفع نیاز جامعه بهرهورتر باشد. این سخنان را رشید اصلانی، مدیرکل دفتر بودجه و امور مجامع وزارت صنعت، معدن و تجارت در گفتوگو با صمت مطرح کرده و از اهمیت برنامهریزی مدیران در بلندمدت با قابلیت به روزرسانی سخن گفته است.
ارزیابی داراییها در تعیین تکلیف طرحهای صنعتی نیمهتمام چه جایگاهی دارد؟
طرحهای نیمهتمام صنعتی ازجمله داراییهایی محسوب میشود که اکنون و در شرایط بعد از تحریم باید ادامهدار شدن آنها مورد ارزیابی قرار بگیرد و تکمیل این طرحهای نیمه تمام تعیین تکلیف شود که این موضوع در ارزیابی دارایی شرکتها مشخص میشود. شرایط بعد از تحریم و تغییرات فناوری و نیز افزایش روابط تجاری با کشورهای دیگر ازجمله مواردی است که در توجیه اقتصادی طرحهای نیمهتمام تاثیرگذار است. باید توجه داشت که برخی تولیدات از لحاظ فراگیری نیاز جامعه اهمیت دارد. در برخی موارد ادامه طرحهای صنعتی حتی با توجیه اقتصادی ممکن است بدهی فراوانی را به دنبال داشته باشد.مدیران واحدهای صنعتی و تولیدی و یا سازمانها در ارزیابی داراییها باید به طرحهای نیمهتمام خود دقت ویژهای داشته باشند و مولد بودن یا نبودن طرحهای نیمه تمام را با اولویت ارزنده بودن و قابلیت بهرهمندی انجام دهند. البته باید توجه داشت که در برخی موارد داراییها قابلیت تبدیل شدن به واحد صنعتی مولد را دارند و این موضوع شامل طرحهای نیمهتمام نیز میشود.
مدیران صنعتی در شرایط فعلی برای تصمیمگیریهای مجامع چه نکاتی را باید لحاظ کنند؟
تصمیمگیران در مجامع برای تصمیمگیری در ادامه یا تغییر مسیر طرحهای توسعهای و نیمهتمام بهطور کلی و در شرایط فعلی باید در نظر داشته باشند که تعامل با محیط لازمه حیات هر سیستمی است. در اقتصادنیز بازار بسته معنایی ندارد. سیستم بسته محکوم به ضعف است درحالی که سیستم باز قابلیت سازگاری با شرایط را دارد. اکنون که روابط تجاری با کشورها در حال افزایش است باید تولید در خدمت صادرات به کار گرفته و در بازار داخلی نیز برای مصرف کالای داخلی فرهنگسازی شود. بنابراین ادامه طرحهای نیمه تمام صنعتی نیاز به بازنگری در اهداف و اثرگذاریها دارد.توسعه تولید و ادامه طرحهای صنعتی نیمهتمام باید در جهت جلوگیری از خامفروشی باشد همانطور که بارها مهندس محمدرضا نعمتزاده تاکید کردهاند که از خامفروشیها باید ممانعت کرد. البته سیستم برنامهریزی ما نیز باید آنقدر تجهیز شود تا بتواند با دید دقیق از همه جوانب تنظیم شود؛ با این دید که هر ریالی هزینه میشود بیشترین سودآوری را داشته باشد. هستند کارخانههایی که از نخستینهای صنعت بوده اما امروزه بازار ندارند.
با وجود تجربه شما در تدوین برنامههای توسعهای، اکنون که بحث دروازههای باز مطرح شده است، نیازی به ارائه برنامه استراتژیک در بخش صنعت کشور میبینید؟
برنامهریزی استراتژیک نیاز امروز صنعت کشور است زیرا رسیدن به اهداف در افق ۳ساله را هدفمند میکند. برنامهریزیهای بلندمدت نیاز به بازنگریها نسبت به تغییرات روز دارد چراکه فناوری در حال تغییر است همچنین تعاملات سیاسی در برنامهریزیهای صنعت مهم است. بنابراین باید این موارد را در برنامههای بلندمدت لحاظ کرد. در برنامهریزی برای صنایع موجود و نیز طرحهای نیمهتمام باید ضرورت حفظ صنایع متناسب با نیاز جامعه اولویتبندی شود. اکنون که بحث دروازههای باز مطرح شده، اگر تولیدکنندگان خود را حمایت نکنیم تولیدات خارجی جایگزین میشود؛ همانطور که در صنعت لوازم خانگی وخودرو شاهد خرید مشتری از تولیدات خارجی هستیم. در برنامهریزیهای بلندمدت و استراتژیک مواردی مانند مطالعات، قدرت، قوت و ضعف داخلی و محیط خارجی، تهدیدها و فرصتها باید مد نظر قرار گیرد. در چند سال اخیر تحریمها بر اجرای طرحهای صنعتی و تولیدی تاثیرگذار بوده بهطوریکه واردات ماشینآلات و فناوری را محدود کرد. البته در ساماندهی بخش تولیدی و صنعتی نیز تا حدودی غفلت شده بهطوریکه فهرستسازی در نیازسنجی، بازاریابی و بازارسازی برای تولیدکارخانهها اولویتبندی نشده است.

